خرید بک لینک
سلام زلزلهدیشب که آمدیمن ولیلا و حمید را در خواب بردینمی دانم دفتر مشقم را از زیر آورا پیدا می کنند یا نه تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم راستی بقیه آدم ها هم ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر شلوغی کند دیگر

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 8:53

دیروز پدران و مادرانمانامروز کودکانمان...قصرشیرینویران شدی دیگر قصر شیرین ویرانه ای تلخ بیش نیستهنوز زخم های جنگ بر تنت خشک نشده بودای سرزمین نخل های سوختهمن بمیرم دلت هم سوخت...سرپل ذهاب باز هم در عذاب ماندیباز هم تو ماندی و دشواری هااسلام آباد غرب

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 8:53

ستوان یکم حسن نیری افسر هوانیروز ارتش در راه برگشت از ماموریت امدادرسانی به مناطق روستایی زلزله زده بدلیل فشارهای روحی ناشی از بلاهای وارد شده بر مردم دچار ایست قلبی و آسمانی شد.

با شنیدن این خبر بار غم هامون دو چندان شد
ان شاالله خدا به خانوادشون صبر بده

:(

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 8:53

آن روزها وقتی می خواستند کودکی را بترسانند از غول و دیو و بچه دزد می گفتند...هیچکس از گم شدن حرف نمی زد...شاید چون هیچ کدامشان در کودکی گم نشده بودند تا بفهمند ترس واقعی یعنی چی... اما من تجربه اش کردم...یک لحظه حواس پرتی وسط یک بازار شلوغ نتیجه ا

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 4:26

خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را ؟
(نیما)
***************************
گاهی حس میکنی اما نمی تونی باور کنی...
***************************
کاش پاییز زودتر برسد
***************************
سیاه...
چشمانم را میبندم تا درکش کنم
این ساده ی دوست داشتنی
بایداینجارا سیاه کنم مثل روزگارم...

***************************
وقتی پیـــدایـَــم کـــردی،
-کــِــ دیــــــر شــده بـــود
کاش وقتی نوشـدارو آوردنــد
سُهــــــراب نَمُـــــــــردِه بـــود!


برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 4:26

سوز سرما آدمو می لرزونه

امسال انگار زودتر از همیشه پاییز شده

یا پاییز بیشتر از همیشه هواش سرده

نمیدونم!

اما من بیشتر از همیشه سردمه

دلگرمی میخوام

دلگرمی به وسعت بودنت

"با یه چشم بهم زدن
فاصله ها چقدر زیاد شد"

چه سخته تنگ ماهی بودن
اگه خودت رو بشکونی ، قاتلی
خوش به حال آب ...

+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:14 توسط |

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 4:26

همیشه با خودم میگم مرگ حتما حالمو خوب میکنه همه ی دردامو خوب میکنه درد بهترین درمانه برای دردای بی درمان من اما راستش آرزوش نکردم چون دلم نمیاد دیگران درد بکشن و من راحت شم حس می کنم یه سری آدما توی زندگی وجودمو دوسدارن نمیدونم واقعا همینطوره یا فقط

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 4:26

آدما همیشه گله میکنناز خوب نبودنت،از عوض شدنت ،از عجیب شدنتآدم یه وقتایی خسته میشه از خودشباید کمکش کرددستاشو گرفت واز وسط افسردگیا کشیدش بیرونباید دلداریش دادبالاخره یه نفر باید واسطه بشه و آدمو با خودش آشتی بدهبایدیه نفر باشه که حالت براش مهم باشهو

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 4:26

می بخشمت پاییز... گاهی برای رها شدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت...میدانم که بخشیدن کسانی که از آنها زخم خورده ایم، سخت ترین کار دنیاست...ولی تا زمانی که هر صبح چشمان خود را با کینه بازکنیم و آدمهای خاطرات تلخ را زنده نگه داریم و در ذهن خود

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 4:26

برای دل خودم

برای دلتنگیهایم

برای دغدغههای خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست …

برای دستی که نوازشگر زخمهایم نیست …

برای خودم مینویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:22 توسط |

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 4:26

صفحه بندی